دکتر پوستر

منو

 

جامعه‌‌ نوین‌ و ضرورت‌ تحقیقات علمی

مرتضی گودرزی دیباج

به‌ فرض‌ محال‌ که‌ باور کنیم‌ بنیان‌های‌ جامع نوین‌ جهانی‌ در آغاز بر علم‌ استوار نشده‌ باشد، اما حداقل‌ هم خواص‌ و عوام‌ در کل‌ این‌ کره‌ خاکی‌ متفق‌القول‌اند که‌ ادامه‌، گسترش‌، تکامل‌ و حرکت‌شان‌ بر اساس‌ علوم‌ و تحقیقاتِ دریاگونه‌ای‌ است‌ که‌ از ذرات‌ هستی‌ گرفته‌ تا کهکشان‌ها و از مسائل‌ درونی‌ انسان‌ گرفته‌ تا تحولات‌ کل‌ جهان‌ چند میلیاردی‌ را دربر می‌گیرد. مردم‌ هنوز تحولات‌ شگرفی‌ را که‌ در زمینه‌ اقتصاد توسط‌ تئوری‌های‌ «آدام‌ اسمیت‌»، در فلسفه‌ و انسان‌شناسی‌ توسط‌ «نیچه‌» و در مسائل‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ توسط‌ «برژینسکی‌»، «ملک‌ لوهان‌» و این‌ اواخر «ساموئل‌ هانتینگتون‌» رخ‌ داد، از یاد نبرده‌اند. هیچ‌کس‌ نمی‌تواند نظریات‌ «مانوئل‌ کاتسلز»، «الوین‌ تافلر» و دیگران‌ را در باب‌ شرایط‌ نوین‌ جهانی‌ انکار کند. انقلاب‌ تکنولوژیک‌ که‌ بر محور تکنولوژی‌های‌ اطلاعات‌ استوار است‌ با سرعتی‌ سرسام‌آور در کار شکل‌دهی‌ بنیان‌های‌ گوناگون‌ جهان‌ است‌. نظام‌های‌ اقتصادی‌ سراسر جهان‌ به‌ طرزی‌ باور نکردنی‌ به‌ یکدیگر پیوند خورده‌اند و به‌ تبع‌ آن‌، مسائل‌ گوناگون‌ فرهنگی‌ در سیستمی‌ که‌ هندسه‌ آن‌ همواره‌ در حال‌ دگرگونی‌ است‌، شکل‌ جدیدی‌ از روابط‌ را اقتصاد، دولت‌ها و جوامع‌ ایجاد کرده‌اند. شبکه‌های‌ جهانی‌ مبادلات‌ ابزاری‌ با جریان‌ بی‌وقفه‌ خود میان‌ کشورها، مناطق‌، گروه‌ها و حتی‌ افراد را به‌ نحو گزینشی‌ و بر حسب‌ اهمیت‌ و جایگاهی‌ که‌ در برآورده‌ ساختن‌ اهداف‌ این‌ شبکه‌ دارند، به‌ کار می‌گیرند.

سال‌هاست‌ که‌ حال‌، آینده‌ و روند پرشتاب‌ جهان‌، موضوع‌ تحقیق‌ و تفکر بسیاری‌ از اندیشمندان‌ معاصر است‌ و تحلیل‌ تحولات‌ پیچیده‌ جهان‌ در عرصه‌های‌ مختلف‌ همواره‌ فراروی‌ آنان‌ است‌. هرم‌ سنتی‌ قدرت‌، ثروت‌ و دانش‌ در جامعة‌ نوین‌ به‌ شکل‌ دیگری‌ رخ‌ نموده‌ است‌ و در این‌ میان‌، دانش‌ و جلوه‌های‌ گوناگون‌ آن‌، مهم‌ترین‌ ابزار قدرت‌ است‌؛ ابزاری‌ که‌ تحولات‌ جهان‌ معاصر به‌ سرعت‌ بر حول‌ آن‌ در حال‌ شکل‌گیری‌ست‌. وینستون‌ چرچیل‌، نخست‌ وزیر انگلستان‌، گفته‌ بود: امپراتوری‌های‌ آینده‌، امپراتوری‌های‌ مغز خواهند بود.

ظهور صنعت‌ چاپ‌ در اواخر دوره‌ رنسانس‌ در اروپا و به‌ تدریج‌ در دیگر نقاط‌ جهان‌ تحولات‌ چشم‌گیری‌ پدید آورد، اما انقلاب‌ اطلاعات‌ که‌ در دهه ۱۹۹۰ و از سیلیکن‌ (silicon valley)در کالیفرنیا آغاز شد، با سرعت‌ و شتابی‌ که‌ در طول‌ تاریخ‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌، ساحت‌های‌ طبیعی‌ و فرهنگی‌ و معنوی‌ آدمی‌ را در سراسر کرة‌ زمین‌ و در همi‌ ابعاد در معرض‌ تحولات‌ اساسی‌ و بنیادین‌ قرار داده‌ است‌. جامعة نوین‌، افراد و جوامع‌ را در قالب‌های‌ جدید هویت‌های‌ تازه‌ بخشیده‌ و تعریف‌ تازه‌ای‌ از انسان‌ عرضه‌ کرده‌ است‌. در چنین‌ جامعه‌ای‌ جهانی‌، به‌ استثنای‌ یک‌ گروه‌ از نخبگان‌ خاص‌، دیگران‌ کنترل‌ خود را بر زندگی‌ خویش‌ و محیط‌ از دست‌ داده‌اند یا با سرعت‌ در حال‌ از دست‌ دادن‌ آن‌ هستند.

ریخت‌شناسی‌ صورت‌های‌ اجتماعی‌ و معماری‌ ساختار شبکه‌ اطلاعات‌ جهانی‌، به‌ گونه‌ای‌ سيّال‌، دائما و به‌ فواصل‌ بسیار کوتاه‌ در حال‌ تغییر است‌ و پیوسته‌ اشکال‌ تازه‌ای‌ را به‌ ظهور می‌رساند و می‌رود تا هر گونه‌ کنترل‌ قدرت‌های‌ ضعیف‌ محلی‌ و بومی‌ را بی‌اثر سازد. اداره‌ی‌ امور جامعة‌ شبکه‌ای‌ نوین‌، بهره‌گیری‌ از مدل‌های‌ تازه‌ دموکراسی‌ و مشارکت‌ در سطوح‌ بین‌المللی‌ را طلب‌ می‌کند. تأثیرات‌ پیچیده‌ و متقابل‌ انبوه‌ ارزش‌ها، مقولات‌ معرفتی‌، شبکه‌های‌ معنایی‌ محلی‌ و بومی‌، امری‌ چنان‌ عظیم‌ است‌ که‌ هنوز چهارچوب‌های‌ نظری‌ آن‌ مشخص‌ نشده‌ است‌.

جنبش‌های‌ مختلف‌ فرهنگی‌، هنری‌ و اجتماعی‌ به‌ سمت‌ تجزیه‌ شدن‌ می‌روند و عمر آن‌ها رو به‌ کوتاهی‌ می‌گذارند. آن‌‌چه‌ باقی‌ می‌ماند، ظهور سریع‌ و کم‌ عمق،‌ اما مداوم‌ پدیده‌های‌ فرهنگی‌ ـ هنری‌ است‌ که‌ برای‌ مدتی‌ به‌ مدد نمادهای‌ رسانه‌ای‌ می‌درخشند و سپس‌ خاموش‌ می‌شوند. در جهانی‌ که‌ این‌‌چنین‌ دست‌ خوش‌ تغییرات‌ مهار ناشدنی‌ شگفت‌ است‌، مردم‌ همچنان‌ نیازمند گردهم‌ آمدن‌ حول‌ محور هویت‌های‌ ماندگار غیرمادی‌ و بنیادی‌اند، زیرا سرچشمه‌های‌ معنا همواره‌ اصلی‌ترین‌ ستون‌ها و مأواها برای‌ ماندن‌ و زندگی‌ راستین‌اند.

اما با همه‌ تفاسیر، نمی‌توان‌ تجویزی‌ ناامید کننده‌ را که‌ به‌ صورت‌ ضمنی‌ در مدل‌های‌ تعیین‌‌گرایانه‌ مندرج‌ است‌، پیش‌ روی‌ مخاطب‌ گذاشت‌ و همچنین‌ نمی‌توان‌ از بی‌نتیجه‌ بودن‌ هر نوع‌ اقدامی‌ برای‌ تغییر مسیر رویدادها و تحولات‌ و سرنوشتی‌ محتوم‌ بر اساس‌ تحلیل‌ اجتماعی‌ سخن‌ راند.

نباید فراموش‌ کرد که‌ ماهیت‌ جهانی‌ که‌ در حال‌ شکل‌گیری‌ است‌، اساسا ماهیتی‌ فرهنگی‌ است‌، بنابراین‌، حاملان‌ فرهنگ‌ و علم‌ می‌توانند بالاترین‌ سهم‌ و نقش‌ را در تحولات‌ آتی‌ آن‌ بر عهده‌ گیرند. از طرفی‌ شبه‌‌ روشن‌فکران‌ و شبه‌ باسوادانی‌ که‌ دل‌ در گرو مدهای‌ روشن‌فکرمآبانه‌ دارند و فارغ‌ از ارزش‌های‌ انسانی‌، دینی‌ و ملی‌ به‌ خلق‌ یا نشر بی‌مبالات‌ مفاهیم‌ فرهنگی‌ ـ هنری‌ ناپالوده‌ دست‌ می‌زنند، بالقوه‌ می‌توانند برای‌ توده‌ محروم‌ و آسیب‌پذیر و بی‌پناهی‌ که‌ اسیر اقتدارهای‌ پنهان‌ یا آشکار درون‌ شبکه‌ فرهنگی‌ جهانی‌ هستند، خطراتی‌ جدّی‌ فراهم‌ سازند.

مهم‌ترین‌ وظیفه‌ مدیران‌، روشن‌فکران‌، محققان‌ و صاحب‌نظران‌ دل‌ سوخته‌ که‌ قصد دارند در جهت‌ کاستن‌ از سلطه‌های‌ خردکننده‌ نظام‌ شبکه جهانی‌ و تعدیل‌ شرایط‌ نوین‌ تلاش‌ کنند، این‌ است‌ که‌ ابزارهای‌ نظری‌ لازم‌ برای‌ خلق‌ هویت‌های‌ برنامه‌دار و بهینه‌ را فراهم‌ سازند و هویت‌های‌ جدیدی‌ بسازند که‌ موقعیت‌ مردم‌ و کشور آنان‌ را در جامعه‌ نوین‌ از نو تعریف‌ کنند. هرچند باید گفت‌ بخش‌ وسیعی‌ از این‌ فرآیند مستلزم‌ توزیع‌ معرفت‌ واقعی‌ دینی‌ و ملی ا‌ست‌ که‌ بر دوش‌ همه‌ ـ خصوصا محققان‌ ـ قرار دارد.

دسته :  مقالات

دیدگاه ها